معبد تن
بیماران و میرندگان بودند که تن و زمین را خوار داشتند و مُلکِ مَلَکوت و قطرههایِ خونِ بازخَرَنده را ساختند. اما این زهرهایِ شیرین و افسردگیزا را نیز از تن و زمین گرفتند!
میخواستند از بیچارگیشان بگریزند و ستارگان دور از دسترسِ ایشان بودند. پس آهی کشیدند و گفتند:«ای کاش برای خزیدن به هستیِ دیگر و خوشبختی راههای آسمانی می بود!» آنگاه راههایِ پنهان و جرعههایِ خون را بهرِ خویش بنیاد کردند.
فردریش نیچه
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 8:45 توسط Mojtaba
|